هنگامـــــــــه شب...

°O°(♥‿♥)شمـــــــیم عشــــق(♥‿♥)°ºO

اینده کتابیست که امروز می نویسیش پس چیزی بنویس که فردا از خواندن ان لذت ببری

هنگامـــــــــه شب...

هنگامی که با دروغ هایم تنها می شوم

می بینم که جوانیم از کفم رفت که دیگر حتی یک لحظه ان بر نمی گردد

افسوس میخورم که زندگی من در کنار چه کسی تباه شد

 و حالا من مانده ام با رگباری از اشک و ماتم

 ولی چه فایده هر چه فکر گذشته را بکنم بیشتر و بیشتر عذابم می دهد

توکل بر خداوند میکنم و از او یاری میخواهم 

و خدا رو شاکر هستم که هر وقت می خوانمش او را به من ارامش می دهد

من درد دلم را هر لحظه به او می گویم که جز او من کسی را ندارم در دو دنیا

و همیشه از او کمک میخواهم

 و تا به حال هم او کمکم کرده سپاسگذارم از تو ای خدای من

 

 

 

     معصــــــــومه عرفانی    



نظرات شما عزیزان:

محمد صاحبی ( زیباکلام)
ساعت14:39---9 آذر 1397
همینطوره . حقیقتا وقتی منبع آرامش اون باشه دیگه هم نیاز به هیچی نخواهد داشت.

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:





[ جمعه 22 تير 1397برچسب:, ] [ 14:37 ] [ ✿↝ ..ℳΘɲส.. ↜✿ ] [ ]